الشيخ المنتظري
302
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
اما بعضى نسخه هاى نهج البلاغه كلمه « و قال » را ندارد ، از جمله نهج البلاغه اى كه در سال 494 نوشته شده و اخيراً آقاى حاج حسن آقا سعيد آن را فتوكپى كرده و يك نسخه اش را هم براى من فرستاده اند . مرحوم سيّد رضىّ نهج البلاغه را در سال 400 نوشته ، بنابراين نسخه نزديك به زمان سيّد رضىّ است . اگر كلمه « و قال » نباشد بهتر مىشود ، يعنى خود حضرت على ( عليه السلام ) مى فرمايد : « فيه تبيان لكلّ شىء » كه حضرت مضمون قرآن را به بيان خودشان فرموده اند و اين جمله را از قرآن اقتباس كرده اند . حضرت با اين جمله سه تا از آن احتمالات را خراب كرده اند : يكى اين كه بگويى خدا دين را ناقص گذاشته ، دوّم اين كه بگويى شريك دارد و تقسيم كار كرده ، سوّم اين كه پيغمبر در تبليغ كوتاهى كرده است . احتمال ديگر اين بود كه بگويى خداوند دستور اختلاف داده است ، حضرت اين را هم نفى مىكند و مى فرمايد : « وَذَكَرَ اَنَّ الْكِتَابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً ، وَأَنَّهُ لاَ اخْتِلاَفَ فِيهِ ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ : ( وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً ) ( 1 ) » ( و خداوند ذكر كرده كه كتاب بعضى از آن بعض ديگر را تصديق مىكند ، و اين كه اختلافى در قرآن نيست ، پس فرمود خدايى كه منزه از نقص است : اگر چنانچه قرآن از نزد غير خدا بود در آن اختلاف زيادى را مى يافتند . ) البتّه ما در قرآن « يُصَدِّقُ بَعضُهُ بَعضاً » نداريم ، ولى هنگامى كه در قرآن اختلاف نيست قهراً بعضى از آن مصدّق بعض ديگر خواهد بود ; لذا حضرت با اين بيان اين احتمال را كه خدا امر به اختلاف كرده باشد نفى مىكند . اما احتمال ديگر كه بگوييد دو خدا در كار بوده ، اين را ديگر خودتان مى دانيد غلط است ، نفى نمى خواهد .
--> 1 - سوره نساء ، آيه 82